پرش به

به انجمن علوم زمین و نقشه ژئومپیا خوش آمدید
میهمانان گرامی عضویت در انجمن تا اطلاع ثانوی باز می باشد. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن باید عضو شوید. در صورتی که عضو هستید با اکانت خود وارد شوید. در صورتی که عضو نیستید ، هم اکنون برای عضویت اقدام کنید.
تصویر

نامه ای به طبیعت

- - - - - محیط زیست طبیعت

  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
1 پاسخ برای این موضوع

#1
dogiti

dogiti

    عضو غير فعال

  • عضو انجمن
  • 5 ارسال
می‌خواستم نامه را شروع نمایم و معمولاً با سلام و درود نامه را آغاز می‌نمایند. ولی وقتی شرم رویارویی با دوستی که از همه چیز به انسان بخشیده و انسان در مقابل همه هدیه‌های او به تخریب او دست زده و تا حد نابودی او را تحت فشار قرار داده باشد. روز رویا رویی شرممان می‌آید. آری دوست عزیز شرمگینم. چرا که در نابودی مراتع و جنگل‌هایت تا حد توان کوشیده‌ام. شرمگینم چون مصرف بالای سوخت فسیلی لایه‌ای از غبار سمی در اطراف جوت پراکنده نموده که این امر باعث می‌شود. لایه اوزون ات را از بین برده و این گازهای اسیدی با بخار آب موجود در ابرها ترکیب شود و با ریزش باران‌های اسیدی بر سر و صورتت تو را تا حد نابودی تخریب نموده است. شرمگینم چون هر روز بر تخلیه فاضلاب‌ها در رودخانه‌ها باعث آلودگی آب رودخانه‌ها دریاها و مرگ پلانکتون‌ها و در نهایت مرگ آبزی‌ها گردیده‌ام. دوست عزیز چرا شرمگین نباشم. وقتی که با سوراخ سوراخ کردن تن رنجورت سفره‌های آب زیرزمینی‌ات را تا حد امکان تخلیه نموده‌ام و این امر موجب آن شده تا املاح معدنی باعث مرگ خاک‌های حاصلخیزت شده و روز بروز از وسعت زمین‌های قابل کشتت کاسته‌ام؛ و با مصرف کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات با از بین بردن حشرات و موجودات مفیدت در چرخه زیست محیطی دخالت نموده‌ام و روز بروز بر آسیب‌هایی که به تو می‌رسانم می‌افزایم.

شاهکارم این بوده که بر گرمای وجودت تا سرحد انفجار افزوده‌ام. که این امر باعث آتش سوزی‌های مهیب در جنگل‌ها شده و درختان را به کام آتش می‌کشد.

آیا من دوستت هستم؟
آیا من انسانم؟
آیا میدانم که با این شیوه در جهت نابودی خود سریع حرکت می‌کنم؟

پس باید به خود بیایم و با دیگر همنوعان دست در دست هم در حل این مشکلات بکوشیم تا از نامه نوشتن به تو شرمگین و خجالت زده نباشیم.

به امید آن روز و با توفیق از درگاه حق
  • 0

#2
dogiti

dogiti

    عضو غير فعال

  • عضو انجمن
  • 5 ارسال
می‌خواستم نامه را شروع نمایم و معمولاً با سلام و درود نامه را آغاز می‌نمایند. ولی وقتی شرم رویارویی با دوستی که از همه چیز به انسان بخشیده و انسان در مقابل همه هدیه‌های او به تخریب او دست زده و تا حد نابودی او را تحت فشار قرار داده باشد. روز رویا رویی شرممان می‌آید. آری دوست عزیز شرمگینم. چرا که در نابودی مراتع و جنگل‌هایت تا حد توان کوشیده‌ام. شرمگینم چون مصرف بالای سوخت فسیلی لایه‌ای از غبار سمی در اطراف جوت پراکنده نموده که این امر باعث می‌شود. لایه اوزون ات را از بین برده و این گازهای اسیدی با بخار آب موجود در ابرها ترکیب شود و با ریزش باران‌های اسیدی بر سر و صورتت تو را تا حد نابودی تخریب نموده است. شرمگینم چون هر روز بر تخلیه فاضلاب‌ها در رودخانه‌ها باعث آلودگی آب رودخانه‌ها دریاها و مرگ پلانکتون‌ها و در نهایت مرگ آبزی‌ها گردیده‌ام. دوست عزیز چرا شرمگین نباشم. وقتی که با سوراخ سوراخ کردن تن رنجورت سفره‌های آب زیرزمینی‌ات را تا حد امکان تخلیه نموده‌ام و این امر موجب آن شده تا املاح معدنی باعث مرگ خاک‌های حاصلخیزت شده و روز بروز از وسعت زمین‌های قابل کشتت کاسته‌ام؛ و با مصرف کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات با از بین بردن حشرات و موجودات مفیدت در چرخه زیست محیطی دخالت نموده‌ام و روز بروز بر آسیب‌هایی که به تو می‌رسانم می‌افزایم.

شاهکارم این بوده که بر گرمای وجودت تا سرحد انفجار افزوده‌ام. که این امر باعث آتش سوزی‌های مهیب در جنگل‌ها شده و درختان را به کام آتش می‌کشد.

آیا من دوستت هستم؟
آیا من انسانم؟
آیا میدانم که با این شیوه در جهت نابودی خود سریع حرکت می‌کنم؟

پس باید به خود بیایم و با دیگر همنوعان دست در دست هم در حل این مشکلات بکوشیم تا از نامه نوشتن به تو شرمگین و خجالت زده نباشیم.

به امید آن روز و با توفیق از درگاه حق
  • 0




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی